سکس خفن ولی با ارزش

سکس خفن ولی با ارزش
سکس با ارزش داغ

این داستانم واسه شیش ماه پیشه…تو کوچه ای ک ما میشینیم تقریبا قشر متوسط رو به بالای جامعه اند و زیاد اهل مذهب نیستن ….
یه روز تو مغازه ی رفیقم ک یه سوپری بود نشسته بودم و طبق عادت داشتم بجاش فروشندگی میکردم (دوستم رفته بود از مرکزای ایرانسل کارت شارژ بخره)یه دختر ک البته من فک کردم دختره حدودا بیستو چهار و پنج اومد تو و ازم یه طعم قلیون خواست که من خودم ک قلیونیم تاحالا اصلا اسمشو نشنیده بودم(ارخ سوس- گیاهی بود )….بش گفتم نداریمو …گفتم اصا همچی طعمی نداریما دختر ..موقع حرف زدن عشوه میومدو خیلی گرم میگرفت…گفت نه هست و من خودم بارها کشیدم و گفتم بش پس میگردم واست پیدا میکنم..
منم زنگ زدم علی دوستم ک کافه داره گفتم همچین طعمی هس؟ گفت نه و نشنیدمو ندیدم منم با خیال راحت دفه بعد ب دختره گفتم شرط میبندم همچین طعمی نداریم و خالی بستی گفتم اگه بیاری یه کافه مهمون من ….گفت دو سه روز دیگه واست میارم….
دو سه روز شد دوسه ماه و رفتم سرکار و ندیدمش…. دیدم ی بچه دستشه و داره از سر کوچه میاد و رفت کوچه بقلیمون …ب رفیقم گفتم اینو !!!! گفت اره مگه نمدونستی بچه داره؟
منو میگی پشمام ریخت گفتم اینم پرید….گذشت و گذشت تا اینکه اجاره اون خونش تمومیده بود و اومد add خونه ی رو ب روی مارو اجاره کرد ..طبقه ی همکف ی خونه سه طبقه…
منم زیاد خوشال نبودم چون وجدانا دیدم شوهر داره کشیدم بیرون….گذشت و گذشت تا شیش ماه پیش که یروز خونه بودم ایفون زنگ زد داداش کوچیکم هفت سالشه برداشتو گف یه خانوم دمه دره رفتم دم در خودش بود گفت یه چارسو بده کلیدام تو خونه جا مونده و میخام چفتی درو باز کنم….همین سناریو تو ده روز سه بار تکرار شد اخرشم منم شاشیدم ب وجدانمو همراه اچار شمارمم بش دادم…رفتم سر کارم(کافی شاپ) ک پ داد و بعد از احوالپرسی شروع کردیم ب معرفی و….(خداییش اندامش مسسسستم کرده بود)
دیگ منم خودمو سپردم دست دنیا ک ببینم چجوری میره جلو…همسایه هامون وحشتناک فضول بودن واس همین نمیشد زیاد تو کوچه کاری کرد فقط چنبار وقتایی ک تنها بودم راضیش کردم اومد خونمون ا خودمون یکم حرف میزدیمو قلیون میکشیدم….کم کم فوق العاده صمیمی شدیم…شوهرش اسی یک جوشکار بود ک با اینکه همجنس خودم بود ولی خیلی لاعشی بود چون بدجور اینو اذیت میکرد از خط خطی کردنش با چاقو گرفته تا یهو رفتن بیرونو ی مدت نیومدنو موندن بی خرجی این زن زیبا….
همین دلیلا بود ک اینو با اون چهره ی زیبا و معصوم اندام فوق العاده سکسیش ب سمت غریبه کشونده بود….ممه هاشم ک من عاشقش بودم 75…

گذشت و گذشت تا سکسی حرف زدنامون شروع شد و رومون ب هم باز شد…ی شب ساعتا دوازده ک اسی نبود گف بزا بچمو بخابونم درو باز میزارم بیا خونه….سریع لیدوکایینمو زدمو کاندومو ورداشتمو اس ک داد رفتم….بچش و گذاش تو اتاق خوابشو در و قفل کرد و اومدیم رو کاناپه نشستیم قلیون کشیدن اینم لم داد و منم شروع کردم ب نوازشش…
تو زندگیم دوست دختر زیاد داشتم اما این بدن محشر بود محشر…کم دیده بودم مث این…
نوازشامون رسید ب لب و خوردن لاله گوشو گردن و…من عادتمه اول باید پارتنرمو ارضا کنم بعد خودم ارضا بشم…خابوندمش و شروع کردم خوردن گردنشو پشت گردنشو گوششو لباشو…لباساشو کم کم در اوردم و چسبیدم ب سینه هاش..عااااااشق خوردن سینه و کلا بدن زنم…ا بالا گرفته تا پایین…وحشتناک خوب بود بدنش….
اوج خوردن بود ک کم کم صداش ناله شد و لباشو گاز میگرفت و منم شلوارشو در اوردمو خوب خوردم واسشو کاندوم گذاشتم ک شروع کنیم…بد خیس کرده بود…خودش قسم میخورد یک ماهه با شوهرش نخابیده و فقط خودارضایی میکنه…کیرمو گذاشتم لب سوراخشو خیییییییلی اروووووووم جوری ک دوسدارم گذاشتمش تو و اروم شرو کردم ب عقب جلو کردن….صدامون بالا رفته بودو ده دقه نگذشت ک دیدم ارضا شد با یک تکون شدیددد و تموم ترسم این بود ک بچش بیدار شه …چون در ورودی خونه قفل بود و اسی کلید نداشت اگرم اسی ار راه میرسید ا در تو بهار خوابش ک به کوچه بقلی راه داشت میرفتم بیرون….تو اوج بودیم…واقعا لذت
بخش بود اصا ب گناهش حتا فکرم نمیکردم….بی عرضگی ا شوهرش بود….اصا راضیش نمیکرد….تو حین تلنبه فقط با ممه هاش ور میرفتم و گاهی لب میگرفتم و حاااال میکردم….یه ربعع بیست دقه ای گذشت ک دیدم ابم داره میاد واس همین با تموم وجود تلنبه میزدم ک ابم اومدو ی دو دقیقه ای تو بغل هم دراز کشیدیم ک بلند شدیم و ی ماچ مشتی گرفتیمو گف واااقعا بهم چسبید و دووووووست داشتم…منم گفتم قابلی نداشت و از تو هم ممنونم….ی چای نبات زدیمو یه قلیون زدم و ساعتای سه صبح بود ک رفتم خونه ….
رو هم رفته پنج شیش باری با هم سکس داشتیم….
الان بخاطر ی مسایلی با هم کات کردیمو سلام علیکم نداریم….ممنونم….فعلا